نثر · شماره 57
میدرخشید و مثل این که خودش را برای مهمانی شب نشینی آراسته بود . همینکه خانم اتومبیل فرد کهنه رادید
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
قرار مان برای صبح شد.
# - 55
فردا صبح سر ساعت ۹ حسن با معشوقه اش آمدند . خانم مثل نازنین صنم توی کتاب بود : لاغر، کوتاه ، مژه های
# - 56
سیاه کرده، لب و ناخن های سرخ داشت . لباسش از روی آخرین مد پاریس بود و یک انگشتر برل یان بدستش
# - 57
میدرخشید و مثل این که خودش را برای مهمانی شب نشینی آراسته بود . همینکه خانم اتومبیل فرد کهنه رادید
انتخابشده - 58
بالاخره «. من بخیالم اتومبیل شخصیس . من تا حالا با اتومبیل کرایه سفر نکرده بودم »: وحشت کرد و گفت
# - 59
سوار شدیم و اتومبیل به طرف کرج روانه شد.
# - 60
پیاده شدیم . هوا خنک بود و پالتو می « عصر جدید » حق ب ه جانب حسن بود ، از او جواز نگرفتند . جلو مهمانخانه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «دون ژوان کرج» است.