نثر · شماره 60
پیاده شدیم . هوا خنک بود و پالتو می « عصر جدید » حق ب ه جانب حسن بود ، از او جواز نگرفتند . جلو مهمانخانه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 57
میدرخشید و مثل این که خودش را برای مهمانی شب نشینی آراسته بود . همینکه خانم اتومبیل فرد کهنه رادید
# - 58
بالاخره «. من بخیالم اتومبیل شخصیس . من تا حالا با اتومبیل کرایه سفر نکرده بودم »: وحشت کرد و گفت
# - 59
سوار شدیم و اتومبیل به طرف کرج روانه شد.
# - 60
پیاده شدیم . هوا خنک بود و پالتو می « عصر جدید » حق ب ه جانب حسن بود ، از او جواز نگرفتند . جلو مهمانخانه
انتخابشده - 61
چسبید . مهمانخانه ظاهرا عبارت بود از یک باغچه گر گرفته ، با درختهای تبریزی دراز سفید و یک ایوان دراز که
# - 62
یک رج اطاق سفید کرده ، متحدالشکل داشت ، مثل اینکه از توی کارخانه فرد در آمده باشد . هر اطاقی سه تخت
# - 63
فنری با شمد و لحاف مشکوک داشت و یک آینه سر طاقچه گذاشته بودند . پیدا بود که اطاقها رابرای مسافران
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 60 از «دون ژوان کرج» است.