نثر · شماره 160
دیوونه کردی ...باید برم ، دیگه بسه !... تا حالا گمون میکردم زندگی من مال خودم نبوده ، مال تو هم هس . نه ...
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 157
«! بگذاری ؟ خاک تو سرت بکنن
# - 158
حسن به حال شوریده بلند شد ، رفت در اطاقش ، روی تخت خواب افتاد ، دستها را جلو صورتش گرفت . هق و
# - 159
نه ، نه زندگی من بیخود شده ... من میرم شهر ... من زندگیم تموم شده ... منو »: هق گریه می کرد و میگفت
# - 160
دیوونه کردی ...باید برم ، دیگه بسه !... تا حالا گمون میکردم زندگی من مال خودم نبوده ، مال تو هم هس . نه ...
انتخابشده - 161
«! سر راه پیاده میشم ، خودمو از بالای دره پرت می کنم ... دیگه بسه
# - 162
حسن نه تنها جملات معمولی جملات معمولی رمانهای پست عشق آلود را تکرار می کرد ، بلکه بازیگر آنها شده
# - 163
بود. این آدم ظاهرا کله شق که از من رو در بایستی داشت و سعی می کرد خودش را سیر و کهنه کار و غد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 160 از «دون ژوان کرج» است.