نثر · شماره 175
چیزها ریخته و پاشیده،سوزن به ته صفحه رسیده ، تق و تق صدا می کند .
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 172
«! زندگی بکنم
# - 173
بود. حسن هق هق گریه می کرد ، همینکه من « خاک تو سرت » با دستش حرکت تحقیر آمیزی کرد که مفهومش
# - 174
دیدم کار ب ه جای نازک کشیده از اطاق بیرون آامدم و آنها را تنها گذاشتم . رفتم در اطاق دن ژوان ، دیدم همه
# - 175
چیزها ریخته و پاشیده،سوزن به ته صفحه رسیده ، تق و تق صدا می کند .
انتخابشده - 176
چه خبره ؟ دعواشون »: دن ژو ان با رنگ پریده ، سیاه مست ، روی تخت افتاده بود . من تکانش دادم . او گفت
# - 177
شده؟ تقصیر من چیه؟ خودش بمن اظهار علاقه کرد گفت : تورو دوس دارم ، نه، گفت : بتو سمپاتی دارم . این
# - 178
حسن مثه حمالاس . دس منو تو رقص فشار می داد و دوبارم ماچم کرد . من هیچ خیالی براش نداشتم . یه موی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 175 از «دون ژوان کرج» است.