نثر · شماره 20
فهمیدم، این سرما از هوا نیست، از جای دیگر آب می خوره - تو خودمه. هرچی می خواد بشه،
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 17
می ت م. چرا نمی تونم یک جا بند بشم؟ رضا ساروقی که با هم
# - 18
کار می کردیم، حالا صفه بند شده، دماغش چاغه. من همیشه « بدخشان » تو چاپخانه
# - 19
بی تکلیفم، تا خرخره هم زیر قرضه، هروقت هم کار دارم مواجبم را پیش خور می کنم. حالا
# - 20
فهمیدم، این سرما از هوا نیست، از جای دیگر آب می خوره - تو خودمه. هرچی می خواد بشه،
انتخابشده - 21
اما هردفعه این سرما میاد - با پشت خمیده، بار این تن را باید بکشانم تا آخر جاده باید
# - 22
رفت. چرا باید؟ برای چه؟... تا بارم را به منزل برسانم، آن هم چه منزلی! بازوهای قوی
# - 23
دارم. خون گرم در رگ و پوستم دور می زنه، تا سر انگشت هام این گرما میاد، من زنده
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 20 از «فردا» است.