کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 21

اما هردفعه این سرما میاد - با پشت خمیده، بار این تن را باید بکشانم تا آخر جاده باید

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
اثرفردا
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 18

    کار می کردیم، حالا صفه بند شده، دماغش چاغه. من همیشه « بدخشان » تو چاپخانه

    #
  2. 19

    بی تکلیفم، تا خرخره هم زیر قرضه، هروقت هم کار دارم مواجبم را پیش خور می کنم. حالا

    #
  3. 20

    فهمیدم، این سرما از هوا نیست، از جای دیگر آب می خوره - تو خودمه. هرچی می خواد بشه،

    #
  4. 21

    اما هردفعه این سرما میاد - با پشت خمیده، بار این تن را باید بکشانم تا آخر جاده باید

    انتخاب‌شده
  5. 22

    رفت. چرا باید؟ برای چه؟... تا بارم را به منزل برسانم، آن هم چه منزلی! بازوهای قوی

    #
  6. 23

    دارم. خون گرم در رگ و پوستم دور می زنه، تا سر انگشت هام این گرما میاد، من زنده

    #
  7. 24

    هستم - زندگی که در این جا می کنم م یتونم در اون سر دنیا بکنم. در یک شهر دیگه. دنیا

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 21 از «فردا» است.