نثر · شماره 44
جواب کاغذم را نداد؟ فکرش را نباید کرد.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 41
مهتاب چشم مرا می زنه و یا بی خوابی به سرم م یاندازه. یادگار هم از روی دوش هام
# - 42
سرمی خره و به زمین می افته، یکه و تنها. چه بهتر! پدرم از این یارگارها زیاد داره. اما من
# - 43
هیچ دلم نمی خواد که بچه گی خودم را به یاد بیارم. پارسال که ناخوش و قرض دار بودم، چرا
# - 44
جواب کاغذم را نداد؟ فکرش را نباید کرد.
انتخابشده - 45
ها ش مث ل ن خ و دچ ی ، زی ر ا ب ر و ها ی پر پشت س و س و
# - 46
بعد از شش سال کار، تازه دستم خالی است. روز از نو روزی از نو! تقصیر خودمه، چهار سال
# - 47
با پسرخالم کار می کردم، اما این دو سال که رفته اصفهان ازش خبری ندارم. آدم جدی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 44 از «فردا» است.