نثر · شماره 50
بکنم. زور بازو! چه شوخی بی مزه ای! اما حالا که تصمیم گرفتم.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 47
با پسرخالم کار می کردم، اما این دو سال که رفته اصفهان ازش خبری ندارم. آدم جدی
# - 48
زرنگیه. حالا هم به سراغ اون م یرم کی م یدونه؟ شاید به امید اون م یرم. اگر برای کاره
# - 49
پس چرا به شهر دیگه نمی رم؟ به فکر جاهایی می افتم که جای پای خویش و آشنا را پیدا
# - 50
بکنم. زور بازو! چه شوخی بی مزه ای! اما حالا که تصمیم گرفتم.
انتخابشده - 51
خلاص تو دنیا اگر جاهای مخصوصی برای کیف و خو شگذرانی هست، عوضش بدبختی و
# - 52
بیچارگی همه جا پیدا م یشه. اون جای مخصوص، مال آدم های مخصوصیه. پارسال که چند
# - 53
بودم، مشتری های چاق داشت، پول کار نکرده خرج می کردند. « کافه گیتی » روز پیشخدمت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 50 از «فردا» است.