نثر · شماره 59
پرخونش عرق می چکید، سر اون زنی رو که لباس سورمه ای تنش بود چ هجور به دیوار می زد!
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 56
چسبیده. اون دنیا هم باز مال اون هاست. چون برای ثواب کردن هم پول لازمه! ما اگر یک
# - 57
روز کار نکنیم، باید سر بی شام زمین بگذاریم. اون ها اگر یک شب تفریح نکنند، دنیا را بهم
# - 58
می زنند! اون شب کنج راهرو کافه، اون سرباز آمریکایی که سیاه مست بود و از صورت
# - 59
پرخونش عرق می چکید، سر اون زنی رو که لباس سورمه ای تنش بود چ هجور به دیوار می زد!
انتخابشده - 60
من جلو چشمم سیاهی رفت. نتونستم خودم را نگه دارم. زنیکه مثل این که تو چنگول
# - 61
عزراییل افتاده؛ چه جیغ و دادی سرداده بود! هیچ کس جرئت نداشت جلو بره یا میانجی گری
# - 62
بکنه، حتی آژان جلو در با خون سردی تماشا م یکرد. من رفتم که زنیکه را خلاص کنم،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 59 از «فردا» است.