نثر · شماره 98
دندا نهای گراز و چشم چپش نمی تونه منو تو دو بکشه. اگه راست می گه بره سوزاکش را
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
پریروز که عباس برای من از اتحادیه صحبت « حق دوست » این بود که امشب نیامد کبابی
# - 96
بهتره که عباس با اون «. ولش، این کله اش گچه »: می کرد، غلام کونه آرنجش زد و گفت
# - 97
دندون های گرازش حرف نزنه. اون هرچی به من بگه، من وارونه اش را می کنم. با اون
# - 98
دندا نهای گراز و چشم چپش نمی تونه منو تو دو بکشه. اگه راست می گه بره سوزاکش را
انتخابشده - 99
چاق بکنه. اون رفته تو حذب تا قیاف هاش را ندیده بگیرند. غلام راست می گفت که من
# - 100
درست مقصودشان را نمی فهمم. شاید این هم یک جور سرگرمیه. اما چرا از روز اول چشم
# - 101
چپ اصغر به من افتاده؟ بی خودی ایراد می گیره. بلکه یوسف خبرچینی کرده. من که یادم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «فردا» است.