نثر · شماره 139
چسبیده. این شکوفه دختر قدسی بود که گریه می کرد. امشب پکر بودم، زیاد خوردم، هنوز
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 136
کنم - اگر کوزه آب داشته باشه. نه، کرایه اش نمی کنه، بدتر بدخوابم می شم. اما پشت عرق
# - 137
آب خنک می چسبه! چطوره یک سیگار بکشم؟ به درک که خوابم نبرد: همه اش برای خواب
# - 138
خودم هول می رد ... نه، کشته شد. پیرهن زیرم خیس عرقه. به تنم
# - 139
چسبیده. این شکوفه دختر قدسی بود که گریه می کرد. امشب پکر بودم، زیاد خوردم، هنوز
انتخابشده - 140
سرم گیج میره، شقیقه هام تیرمی کشه. انگاری که تو گردنم سرب ریختن. گیج و منگ.
# - 141
همین طور بهتره. چه شمد کوتاهی! این کفنه... رد م ... حالا زیر خاکم... جونورها به
# - 142
سراغم آمدند... باز شکوفه جیغ و دادش به هوا رفت! طفلکی باید یک باکیش باشه... یادم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 139 از «فردا» است.