نثر · شماره 140
سرم گیج میره، شقیقه هام تیرمی کشه. انگاری که تو گردنم سرب ریختن. گیج و منگ.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 137
آب خنک می چسبه! چطوره یک سیگار بکشم؟ به درک که خوابم نبرد: همه اش برای خواب
# - 138
خودم هول می رد ... نه، کشته شد. پیرهن زیرم خیس عرقه. به تنم
# - 139
چسبیده. این شکوفه دختر قدسی بود که گریه می کرد. امشب پکر بودم، زیاد خوردم، هنوز
# - 140
سرم گیج میره، شقیقه هام تیرمی کشه. انگاری که تو گردنم سرب ریختن. گیج و منگ.
انتخابشده - 141
همین طور بهتره. چه شمد کوتاهی! این کفنه... رد م ... حالا زیر خاکم... جونورها به
# - 142
سراغم آمدند... باز شکوفه جیغ و دادش به هوا رفت! طفلکی باید یک باکیش باشه... یادم
# - 143
رفت براش شیرینی بگیرم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 140 از «فردا» است.