نثر · شماره 147
از خواب پریدم. این که خواب نبود. خواب می دیدم که بیدارم، اما نه چیزی را می دیدم نه
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 144
چه حیف شد! بچه خوبی بود. چشم های زاغش همیشه می خندید. بچه پاکی بود! چه پیش
# - 145
آمدی! بیچاره. بیچاره. بیچاره. باید نفس بلند بکشم تا جلو اشکم را بگیرم. مثل این که تو
# - 146
دلم خالی شده، یک چیزی را گم کردم. صدای خروس می آد. خیلی از شب گذشته. بهتر که
# - 147
از خواب پریدم. این که خواب نبود. خواب می دیدم که بیدارم، اما نه چیزی را می دیدم نه
انتخابشده - 148
چیزی را حس م یکردم و نه م یتونستم بدونم که کی هستم. اسم خودم یادم رفته بود،
# - 149
نمی دونستم که دارم فکر می کنم که بیدارم یا نه اما یک اتفاقی افتاده بود. می دونستم که
# - 150
افتاده. شاید باد می وزید، به صورتم می خورد. نه، حالا یادم آمد. یک سنگ قبر بزرگ بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 147 از «فردا» است.