نثر · شماره 161
هم روشن شده بود. برای عروسی پسرش سه شب جشن گرفت. حاجی گ لمحمد ایوبی چه
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 158
داشتم. مثل ای نکه هوا روشن شده. این سر درخت کاج خانه همسایه است که تکان
# - 159
می خوره؟ من به خیالم آدمه. پس باد می آد. پشه دست وپلم را تیکه پاره کرد. کفرم دراومد.
# - 160
پریشب همسایگی ما چه شلوغ بود! از بس که تو باغ شان چراغ روشن کرده بودند، خانه ما
# - 161
هم روشن شده بود. برای عروسی پسرش سه شب جشن گرفت. حاجی گ لمحمد ایوبی چه
انتخابشده - 162
قیافیه باوقاری داره! با محبته! چه جواب سلام گرمی از آدم می گیره! با این همه دارایی هنوز
# - 163
خودش را نباخته. اما چراهمیشه کلاه واسه سرش تنگه؟ قدسی می گفت شبی بیست وپنج
# - 164
هزار تمن خرجش شده. اون هم تو این روزگار گرانی! اما یوسف چ هقدر بددهنه!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 161 از «فردا» است.