کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 165

داماد را من می شناسم. از اون دزدهای بی شرفه! مردم از گشنگی جون می دند، اون »: می گفت

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
اثرفردا
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 162

    قیافیه باوقاری داره! با محبته! چه جواب سلام گرمی از آدم می گیره! با این همه دارایی هنوز

    #
  2. 163

    خودش را نباخته. اما چراهمیشه کلاه واسه سرش تنگه؟ قدسی می گفت شبی بیست وپنج

    #
  3. 164

    هزار تمن خرجش شده. اون هم تو این روزگار گرانی! اما یوسف چ هقدر بددهنه!

    #
  4. 165

    داماد را من می شناسم. از اون دزدهای بی شرفه! مردم از گشنگی جون می دند، اون »: می گفت

    انتخاب‌شده
  5. 166

    چرا «. پولش را به رخشان می کشه! این ها در تمام عمرشان به قدر یک روزما کار نکردند

    #
  6. 167

    باید این حرف را بزنه؟ خوب، پسرش جوانه، آرزو داره. قسمت شان بوده! خدا دلش خواسته

    #
  7. 168

    پول دارشان بکنه، به کسی چه؟ اما قدسی می گفت عروس سیاه و زشته. می گفت مثل چی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 165 از «فردا» است.