نثر · شماره 185
« تشییع جنازه با شکوه »براشان می گیرند.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 182
بودند. خوب اینها دسته جمعی اعتصاب کرده بودند، زنده باد!... آن وقت دولتی ها تو د لشان
# - 183
شلیک کردند. گلوله که راهش را گم نمی ی ن
# - 184
سردسته بودند، تو صف جلو بودند. دولتی ها هم می دونستند کی ها را بزنند. بی خود نیست که
# - 185
« تشییع جنازه با شکوه »براشان می گیرند.
انتخابشده - 186
چهارپنج ماه پیش بود که با ما کار می کرد. اما مثل اینه که دیروز بوده، نگاهش تو روی
# - 187
پیشانیش آمده بود. دماغش کوتاه بود و ل بهاش کلفت. روهم رفته خوشگل نبود، اما صورت
# - 188
گیرنده داشت. آدم بدش نم یآمد که باهاش رفیق بشه و دو کلام حرف بزنه. وارد اتاق که
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 185 از «فردا» است.