نثر · شماره 188
گیرنده داشت. آدم بدش نم یآمد که باهاش رفیق بشه و دو کلام حرف بزنه. وارد اتاق که
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 185
« تشییع جنازه با شکوه »براشان می گیرند.
# - 186
چهارپنج ماه پیش بود که با ما کار می کرد. اما مثل اینه که دیروز بوده، نگاهش تو روی
# - 187
پیشانیش آمده بود. دماغش کوتاه بود و ل بهاش کلفت. روهم رفته خوشگل نبود، اما صورت
# - 188
گیرنده داشت. آدم بدش نم یآمد که باهاش رفیق بشه و دو کلام حرف بزنه. وارد اتاق که
انتخابشده - 189
می شد، یک جور دلگرمی باخودش می آورد. هیچ وقت مبتدی را صدا نمی زد، همیشه فرم ها را
# - 190
خودش تو رانکا می کرد و به اتاق ماشین خانه می برد. اون وقت اتاق مان کوچک و خقه بود،
# - 191
صدای سنگین و خفه حروف می آمد که تو ورسات می چیدند و یا تو گارسه پخش می کردند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 188 از «فردا» است.