نثر · شماره 202
ازاین که صفحه بند بشه، جای مسیبی غل طگیر اتاقمان بود. می گفتیم، می خندیدیم، یک مرتبه
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 199
و دوروتی لامور را دوست دارم. لورل و هاردی هم بد نیست، خوب، آدم می خنده.
# - 200
اصغرآقا سر همین سوت زدنه بی موقع اش با اون کج افتاد و بهش پیله م یکرد.
# - 201
نمی دونم چرا آد مها آن قدر خودخواهند. همین که ترقی کردند خودشان را می بازند! پیش
# - 202
ازاین که صفحه بند بشه، جای مسیبی غل طگیر اتاقمان بود. می گفتیم، می خندیدیم، یک مرتبه
انتخابشده - 203
گذاشته - آخر رفاقت که « مردم آزار » خودش را گرفت! بی خود نیست که فرخ اسمش را
# - 204
تو دنیا دروغ نمی شه. اون روز من جلو اصغرآقا درآمدم. واسه خاطر زاغی بود که بهش
# - 205
توپیدم. خدایی شد که زاغی نبود. رفته بود سیگار بخره وگرنه با هم گلاویز می شدند. من از
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 202 از «فردا» است.