نثر · شماره 203
گذاشته - آخر رفاقت که « مردم آزار » خودش را گرفت! بی خود نیست که فرخ اسمش را
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 200
اصغرآقا سر همین سوت زدنه بی موقع اش با اون کج افتاد و بهش پیله م یکرد.
# - 201
نمی دونم چرا آد مها آن قدر خودخواهند. همین که ترقی کردند خودشان را می بازند! پیش
# - 202
ازاین که صفحه بند بشه، جای مسیبی غل طگیر اتاقمان بود. می گفتیم، می خندیدیم، یک مرتبه
# - 203
گذاشته - آخر رفاقت که « مردم آزار » خودش را گرفت! بی خود نیست که فرخ اسمش را
انتخابشده - 204
تو دنیا دروغ نمی شه. اون روز من جلو اصغرآقا درآمدم. واسه خاطر زاغی بود که بهش
# - 205
توپیدم. خدایی شد که زاغی نبود. رفته بود سیگار بخره وگرنه با هم گلاویز می شدند. من از
# - 206
زد وخورد و این جور چیزها خوشم نمی یاد. این نویسنده کوتوله قناس که پنجاه مرتبه نمونه ها
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 203 از «فردا» است.