نثر · شماره 232
من نداشتم، اما براش راه انداختم، همان شب، همه مان را «. ده تمن بده، فردا بهت پس می دم
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 229
ساعت مچی م را بیست تمن » خودش ممکن بود یک فکرهایی بکنه. اول به من گفت که
# - 230
«. می فروشم
# - 231
پس »: گفت «. توخودت لازمش داری »: ساعتش پنجاه تمن چرب تر می ارزید. من گفتم
# - 232
من نداشتم، اما براش راه انداختم، همان شب، همه مان را «. ده تمن بده، فردا بهت پس می دم
انتخابشده - 233
مهمان کرد. چهارده تمن خرجش شد. فردای آن روز، از اتاق « حق دوست » به کبابی
# - 234
مهدی رضوانی این »: ماشین خانه که درآمدم، یک زن چاق پای حوض وایساده بود. پرسید
# - 235
بهش بگید مادر هوشنگ باقی پول ساعت را »: گفت «؟ چه کارش دارید »: گفتم «؟ جاست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 232 از «فردا» است.