نثر · شماره 247
اضافه کار می گیرم... نمی دونم می تونم گریه کنم یا نه... نمی دونم... اوه... اوه... چه بده! باید
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 244
مادر هوشنگ را توآسایشگاه پیدا می کنم. بهش حالی می کنم. نه، باید جوری به هوشنگ
# - 245
کمک کنم که نفهمه. آدم سلی خیلی د لنازک می شه و زود بهش برمی خوره. لابد از سیاهی
# - 246
سرب مسلول شده... رفیق زاغی است. باید کمکش کنم. از زیر سنگ هم که شده درمیارم...
# - 247
اضافه کار می گیرم... نمی دونم می تونم گریه کنم یا نه... نمی دونم... اوه... اوه... چه بده! باید
انتخابشده - 248
جلو اشکم را بگیرم. برای مرد بده... صورتم تر شده... باید نفس بلند بکشم.
# - 249
این دفعه دیگه پشه نیست. شپشه. تو تیره پشتم راه می ره. وول می زنه. رفت بالاتر.
# - 250
که با خودم آوردم. بی خود پشتم را خاراندم، بهتر نشد. « حق دوسته » این سوغات کبابی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 247 از «فردا» است.