نثر · شماره 258
اختیار از دستم در رفته بود. این سفر باید هوای خودم را داشته باشم. عباس مهمان نوازی را
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 255
چیری نفهمیدم. یک وقت به خودم آمدم دیدم تو خانه عباس هستم. فردا خجالت می کشم تو
# - 256
روی عباس نگاه کنم... چه کثیف! همه اش قی کرده بودم... آه چه بده!... خوب، کاه از خودت
# - 257
و گیلاس را سرمی کشیدم. « به سلامتی گشت » نیست، کاهدون که از خودته! هی می گفتم
# - 258
اختیار از دستم در رفته بود. این سفر باید هوای خودم را داشته باشم. عباس مهمان نوازی را
انتخابشده - 259
در حق من تمام کرد. انگشتم که خون می ش س ی زد . بعد منو آورد تا دم خانه
# - 260
رساند. اما جوان با استعدادیه، چه خوب ویلون می زنه! خواست برام ویلون بزنه، من جلوش
# - 261
نه، نه، رفیقمان کشته شده، ویلونت را کنار بگذار. به احترام اون هم که شده نباید چندوقت ویلون بزنی. چون ما هم همان عزا داریم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 258 از «فردا» است.