نثر · شماره 261
نه، نه، رفیقمان کشته شده، ویلونت را کنار بگذار. به احترام اون هم که شده نباید چندوقت ویلون بزنی. چون ما هم همان عزا داریم
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 258
اختیار از دستم در رفته بود. این سفر باید هوای خودم را داشته باشم. عباس مهمان نوازی را
# - 259
در حق من تمام کرد. انگشتم که خون می ش س ی زد . بعد منو آورد تا دم خانه
# - 260
رساند. اما جوان با استعدادیه، چه خوب ویلون می زنه! خواست برام ویلون بزنه، من جلوش
# - 261
نه، نه، رفیقمان کشته شده، ویلونت را کنار بگذار. به احترام اون هم که شده نباید چندوقت ویلون بزنی. چون ما هم همان عزا داریم
انتخابشده - 262
اگه ویلون می زد من گریه می کردم.
# - 263
ازاین خبرهمه بچه ها تکان خوردند. حتی علی مبتدی اشک تو چشمش پرشد،
# - 264
دماغش را بالا کشید و از اتاق بیرون رفت. فقط مسیبی بود که ککش نمی گزید. مشغول
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 261 از «فردا» است.