نثر · شماره 262
اگه ویلون می زد من گریه می کردم.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 259
در حق من تمام کرد. انگشتم که خون می ش س ی زد . بعد منو آورد تا دم خانه
# - 260
رساند. اما جوان با استعدادیه، چه خوب ویلون می زنه! خواست برام ویلون بزنه، من جلوش
# - 261
نه، نه، رفیقمان کشته شده، ویلونت را کنار بگذار. به احترام اون هم که شده نباید چندوقت ویلون بزنی. چون ما هم همان عزا داریم
# - 262
اگه ویلون می زد من گریه می کردم.
انتخابشده - 263
ازاین خبرهمه بچه ها تکان خوردند. حتی علی مبتدی اشک تو چشمش پرشد،
# - 264
دماغش را بالا کشید و از اتاق بیرون رفت. فقط مسیبی بود که ککش نمی گزید. مشغول
# - 265
غلط گیری بود. سایه دماغش را چراغ به دیوار انداخته بود. من کفرم بالا آمد. به مسیبی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 262 از «فردا» است.