نثر · شماره 4
خفه غمگین مانند امروز را _ آیا روشنائی چشم او و آهنگ صدایش ب ه کلی خاموش شد ! او که آنقدر خندان
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
همایون با خودش زیر لب میگفت :
# - 2
" آیا راست است ؟ .. آیا ممکن است ؟ آنقدر جوان، آنجا در شاه عبدالعظیم ما بین هزاران مرده دیگر ، میان
# - 3
خاک سرد نمناک خواب یده _ کفن به تنش چسبیده ! دیگر نه اول بهار را می بیند و نه آخر پائیز را و نه روزهای
# - 4
خفه غمگین مانند امروز را _ آیا روشنائی چشم او و آهنگ صدایش ب ه کلی خاموش شد ! او که آنقدر خندان
انتخابشده - 5
بود و حرف های بامزه میزد. "
# - 6
هوا ابر بود ، بخار کمرنگی روی سیشه های پنجر ه را گرفته و از پشت آن شیروانی خانه همسایه دیده می
# - 7
شد که یک ورقه برف رویش نشسته بود . برفپاره ها آهسته و مرتب در هوا میچرخیدند و روی لبه شیروانی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «گرداب» است.