نثر · شماره 141
هما به حالت وحشت زده و رنگ پریده میلرزید. و این کشمکش عجیب و بی سابقه میان پدر و مادرش را نگاه
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 138
نگهداشتم ، بعد هم خبرش را برایم آوردند که در بندر گز عاشق یک زنیکه شلخته روسی شده بودی . حالا هم
# - 139
این مزد دستم است ، نمیتوانی بهانه ای بگیری ، میگوئی بچه ام شکل بهرام است . ولی من دیگر حاضر نیستم _
# - 140
دیگر یکدقیقه توی این خانه بند نمیشوم . بیا جانم _ بیا برویم. "
# - 141
هما به حالت وحشت زده و رنگ پریده میلرزید. و این کشمکش عجیب و بی سابقه میان پدر و مادرش را نگاه
انتخابشده - 142
میکرد . گریه کنان دامن ما درش را گرفت و هر دو بطرف در رفتند . بدری دم در دسته کلیدی را از جیبش در
# - 143
آورد و بسختی پرتاب کرد که جلو پای همایون غلطید.
# - 144
صدای گریه هما و صدای پا در دالان دور شد ، د ه دقیقه بعد صدای چرخ درشکه شنیده شد که میان برف و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 141 از «گرداب» است.