نثر · شماره 162
بود با شاخهای بلند و پیشانی گشاده تا غروب دور خودشان میگشتند . وضع او اکنون م ثل همان گاوها بود .
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 159
عراق میرفتند . روزها را تنها لای سبزه ها زیر سایه درخت میخوابید ، همانجا که شیر علی چپقش را چاق می کرد،
# - 160
و روی چرخ خرمن مینشست و دخترش که چادر سرخ داشت ساعتهای دراز آنجا انتظار پدرش را میکشید . چرخ
# - 161
خرمن با صدای سوزناکش خوشه های طلائی گندم را خرد میکرد . گاوها که در اثر سیخک پشتشان زخم شده
# - 162
بود با شاخهای بلند و پیشانی گشاده تا غروب دور خودشان میگشتند . وضع او اکنون م ثل همان گاوها بود .
انتخابشده - 163
حالا میدانست این جانوران چه حس میکردند . او هم تمام زندگی چشم بسته ب ه دور خودش چرخیده بود ، مانند
# - 164
یابوی عصاری : مانند آن گاوها که خرمن را میکوبیدند ، ساعتهای یکنواختی که در اطاق کوچک گمرک پشت میز
# - 165
نشسته بود و پیوسته همان کاغذ ها را سیاه میکرد بیاد آورد ، گاهی همکارش ساعت را نگاه میکرد و خمیازه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 162 از «گرداب» است.