نثر · شماره 193
آهسته بسته شد .
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 190
همه اینها را متوجه شد، بدون ا ینکه محله و راهش را بشناسد، برفی که میآمد حس نمی کرد و چتر بسته ای
# - 191
که برداشته بود همینطور در دست داشت . در کوچه خلوت دیگری رفت ، روی سکوی خانه ای نشست ، برف
# - 192
تندتر شده بود ، چترش را باز کرد . خستگی زیادی او را فرا گرفته بود . سرش سنگینی میکرد، چشمهایش
# - 193
آهسته بسته شد .
انتخابشده - 194
صدای حرف گذرنده ای او را بخود آورد ، بلند شد ، هوا تاریک شده بود . همه گزارش روزانه را ب ه یاد
# - 195
آورد. همچنین بچه کچلی که در هشتی آن خانه دیده بود و بازویش از پیراهن پاره پیدا بود و پاهای سرخ خیس
# - 196
شده مرغها که روی سبد از سرما میلزید، و خونیکه روی برفها ریخته بود . کمی احساس گرسنگی نمود . از دکان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 193 از «گرداب» است.