نثر · شماره 233
هیچ آقا ، سر شب بود که او را به خانه مان آوردند . راه را گم کرده بود . از سوز سرما سینه پهلو کرد . تا
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 230
. تا حال پنج روز میشود که عصرش از مدرسه فرار کرد . گفته بود میروم آقا جانم را ببینم . ما آنقدر دستپاچه
# - 231
شدیم . مگر محمد بشما نگفت ؟ به نظمیه تلفون کردیم دوبار من آمدم در خانه تان . "
# - 232
" چه میگوئی ؟ چه شده ؟ "
# - 233
هیچ آقا ، سر شب بود که او را به خانه مان آوردند . راه را گم کرده بود . از سوز سرما سینه پهلو کرد . تا
انتخابشده - 234
آن دمیکه مرد همه اش شما را صدا میزد . دیروز او را بردیم شاه عبدالعظیم ، همان پهلوی قبر بهرام میرزا او را
# - 235
به خاک سپردیم . "
# - 236
همایون خیره به مشدی علی نگاه میکرد ، به اینجا که رسید جعبه عروسک از زیر بغلش افتاد . بعد مانند
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 233 از «گرداب» است.