کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 139

عجب کچلک بازئی این احمقها در آوردن ! گمون میکنن که من عروسکشونم! پدری ازشون در بیارم » : خودش گفت

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 136

    «! بگو برن پی کارشون، پرچونگی هم موقوف. شنیدی؟ شوم ما رو حاضر بکنن -» : حسینی حرفش را برید

    #
  2. 137

    تاجر کور اشاره بطرف خوانسالار کرد و همه کرن ش کردند و از در بیرون رفتند . خوانسالار باشی هم آمد جلو

    #
  3. 138

    تعظیم کرد و اشاره باطاق دیگری کرد . بعد پس پسکی بیرون رفت . حسینی پاشد خمیازه کشید و لبخندی زد و با

    #
  4. 139

    عجب کچلک بازئی این احمقها در آوردن ! گمون میکنن که من عروسکشونم! پدری ازشون در بیارم » : خودش گفت

    انتخاب‌شده
  5. 140

    بعد در اطاق دنگالی وارد شد که یک سفره بلند بدرازی اطاق انداخته بودند و خوراکهای رنگارنگ «..! که حظ بک نن

    #
  6. 141

    در آن چیده بودند . حسینی از ذوقش دور سفره رقصید و هولکی چند جور خوراک روی هم خورد و یک بوقلمون

    #
  7. 142

    را برداشت به نیش کشید و چند تا قدح دوغ وافشرده را بالایش سر کشید و بخوابگاهش رفت.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 139 از «آب زندگی» است.