کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 162

هوش و بی گوش توی غار افتاده بود. طرف صبح که نور ضعیفی از لای تخته سنگ توی غار افتاد یکمرتبه ملتفت

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 159

    برادرها بکلی از یادش رفتند و خواهش پدر را هم فراموش کرد.

    #
  2. 160

    ***

    #
  3. 161

    حسینی را اینجا داشته باشیم ببینیم چه ب ه سر احمدک آمد . جونم برایتان بگوید : احمدک با کت های بسته بی

    #
  4. 162

    هوش و بی گوش توی غار افتاده بود. طرف صبح که نور ضعیفی از لای تخته سنگ توی غار افتاد یکمرتبه ملتفت

    انتخاب‌شده
  5. 163

    شد که کسی بازویش را گرفته تکان میدهد . چشمهایش را که باز کرد دید که یک درویش لندهور سبیل از بناگوش

    #
  6. 164

    احمدک سرگذشت خودش را برایش نقل کرد « ؟ تو کجا این جا کجا -» : در رفته بالای سرش است . درویش گفت

    #
  7. 165

    که چطور پدرش آنها را پی روزی فرستاد و برادرهایش این بلا را بسر او آوردند . درویش بازوهایش را باز کرد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 162 از «آب زندگی» است.