نثر · شماره 163
شد که کسی بازویش را گرفته تکان میدهد . چشمهایش را که باز کرد دید که یک درویش لندهور سبیل از بناگوش
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 160
***
# - 161
حسینی را اینجا داشته باشیم ببینیم چه ب ه سر احمدک آمد . جونم برایتان بگوید : احمدک با کت های بسته بی
# - 162
هوش و بی گوش توی غار افتاده بود. طرف صبح که نور ضعیفی از لای تخته سنگ توی غار افتاد یکمرتبه ملتفت
# - 163
شد که کسی بازویش را گرفته تکان میدهد . چشمهایش را که باز کرد دید که یک درویش لندهور سبیل از بناگوش
انتخابشده - 164
احمدک سرگذشت خودش را برایش نقل کرد « ؟ تو کجا این جا کجا -» : در رفته بالای سرش است . درویش گفت
# - 165
که چطور پدرش آنها را پی روزی فرستاد و برادرهایش این بلا را بسر او آوردند . درویش بازوهایش را باز کرد
# - 166
«! خوب حالا میخواهم برم پیش برادرام کمکشون بکنم -» : و برایش غذا آورد. احمدک خورد و بدرویش گفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 163 از «آب زندگی» است.