نثر · شماره 270
«؟ اومدی
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 267
خدانگهداری کرد. بعد رفت روی زن و بچه اش را هم بوسید و بطرف کشور زرافشون روانه شد.
# - 268
آنقدر رفت و رفت تا رسید بسرحد کشور زرافشان . دید چند نفر قراول کور با زره و کلاه خود و تیر و کمان طلا
# - 269
اوهوی ناشناس تو کی هستی و برای چی -» : آنجا دور هم نشسته بودند و بافور میکشیدند . از دور فریاد کردند
# - 270
«؟ اومدی
انتخابشده - 271
«. من یکنفر بنده خدا و تاجر طلا هسم و اومدم تا بمذهب جدید ایمان بیاورم -» : احمدک جواب داد
# - 272
«! آفرین بشیر پاکی که خورده ای، قدمت روچش -» : یکی از قراولان گفت
# - 273
احمدک به اولین شهری که رسید دید مردم همه کور . کثیف و ناخوش و فقی ر کنار رودخانه ای که از بسکه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 270 از «آب زندگی» است.