کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 272

«! آفرین بشیر پاکی که خورده ای، قدمت روچش -» : یکی از قراولان گفت

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 269

    اوهوی ناشناس تو کی هستی و برای چی -» : آنجا دور هم نشسته بودند و بافور میکشیدند . از دور فریاد کردند

    #
  2. 270

    «؟ اومدی

    #
  3. 271

    «. من یکنفر بنده خدا و تاجر طلا هسم و اومدم تا بمذهب جدید ایمان بیاورم -» : احمدک جواب داد

    #
  4. 272

    «! آفرین بشیر پاکی که خورده ای، قدمت روچش -» : یکی از قراولان گفت

    انتخاب‌شده
  5. 273

    احمدک به اولین شهری که رسید دید مردم همه کور . کثیف و ناخوش و فقی ر کنار رودخانه ای که از بسکه

    #
  6. 274

    خاکش را کنده بودند گود شده بود نشسته بودند و با زنجیرهای طلا به خانه شان که کلبه هائی بیشتر شبیه لانه

    #
  7. 275

    جانوران بود بسته شده بودند . با دستهای پینه بسته و بازوان گل آلود از صبح تا شام زیر شلاق کشیکچی هائی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 272 از «آب زندگی» است.