نثر · شماره 288
در کوچه و بازار جارچی افتاد که هر حلالزاده ای شیر پاک خورده ای احمدک را بگیرد و بدست گزمه بدهد پنج
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 285
فورا فرمان داد «! از آب زندگی پرهیز بکن » : دستپاچه شدند . حسنی یاد حرف دیبک توی چاه افتاد که باو گفته بود
# - 286
همه کسانیکه بینا شده اند و مخصوصا آن کافر ملحدی که از کشور همیشه بهار آمده تا مردم را از راه دنیا و
# - 287
دین گمراه کند بگیرند و شمع آجین بکنند و دور شهر بگردانند تا مایه عبرت دیگران بشود.
# - 288
در کوچه و بازار جارچی افتاد که هر حلالزاده ای شیر پاک خورده ای احمدک را بگیرد و بدست گزمه بدهد پنج
انتخابشده - 289
«! اشرفی گرفتنی باشد
# - 290
از قضا کسی که احمدک را گرفت یک تاجر کر برده فروش از اهل کشور ماه تابان بود . همینکه دید احمدک جوان
# - 291
قلچماقی است به جوانی او رحم آورد و بعد هم طمعش غالب شد، چون دید ممکن است خیلی بیشتر از پنج اشرفی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 288 از «آب زندگی» است.