نثر · شماره 291
قلچماقی است به جوانی او رحم آورد و بعد هم طمعش غالب شد، چون دید ممکن است خیلی بیشتر از پنج اشرفی
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 288
در کوچه و بازار جارچی افتاد که هر حلالزاده ای شیر پاک خورده ای احمدک را بگیرد و بدست گزمه بدهد پنج
# - 289
«! اشرفی گرفتنی باشد
# - 290
از قضا کسی که احمدک را گرفت یک تاجر کر برده فروش از اهل کشور ماه تابان بود . همینکه دید احمدک جوان
# - 291
قلچماقی است به جوانی او رحم آورد و بعد هم طمعش غالب شد، چون دید ممکن است خیلی بیشتر از پنج اشرفی
انتخابشده - 292
برایش مشتری پیدا بکند . این شد که صدایش را در نیاورد و فردای آن روز احمدک را برای فروش با غلامها و
# - 293
کنیزها و کاکا سیاها و دده سیاها به بازار برده فروشان برد . اتفاقا یک تاجر کر دیگر از اهالی ماه تابان که تنه
# - 294
توشه احمدک را پسندید به قیمت بیست اشرفی او را خرید و فردایش با قافله روانه کشور ماه تابان شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 291 از «آب زندگی» است.