کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 301

خودشان جان میکندند . احمدک دلش گرفت، نی لبکش را در آورد و یک آواز غم انگیز زد . دید همه با تعجب باو

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 298

    و یک دسته کر و کور و احمق پولدار و ارباب دسترنج آنها را میخوردند . همه جا کشتزار خشخاش بود و از

    #
  2. 299

    تنوره کارخانه های عرق کشی شب و روز دود در میآمد . در آنجا نه کتاب بود نه روزنامه و نه ساز ونه آزادی .

    #
  3. 300

    پرنده ها از این سرزمین گریخته بودند و یک مشت مردم کر و لال د ر هم میلولیدند و زیر شلاق وچکمه جلادان

    #
  4. 301

    خودشان جان میکندند . احمدک دلش گرفت، نی لبکش را در آورد و یک آواز غم انگیز زد . دید همه با تعجب باو

    انتخاب‌شده
  5. 302

    نگاه میکنند، فقط یک شتر لاغر و مردنی آمد بسازش گوش داد.

    #
  6. 303

    احمدک واسه این مردم دلش سوخت و آب زندگی بخورد چند نفرشان داد. گوششان شنوا شد و زبانشان باز شد

    #
  7. 304

    و سر و گوششان جنبید . بارهای طلا را در رودخانه ریختند و در همانشب چندین کارخانه عرق کشی را آتش

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 301 از «آب زندگی» است.