نثر · شماره 308
کوچه و در بازار بگردانند تا عبرت دیگران بشود.
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 305
زدند و کشتزارهای تریاک را لگد مال کردند.
# - 306
خبر که به پایتخت رسید حسینی کچل غضب نشست و فرمان دستگیر کردن احمدک را داد، و قراول و گزمه توی
# - 307
شهر ریخت و طولی نکشید که احمدک را گرفتند و کند و زنجیر زدند و قرار شد که او را شمع آجین کنند و در
# - 308
کوچه و در بازار بگردانند تا عبرت دیگران بشود.
انتخابشده - 309
احمدک گوشه سیاه چال غمناک گرفت نشست و بحال خودش حیران بود، ناگهان در باز شد و دو ساقچی با پیه
# - 310
عمو » : سوز روشن برایش غذا آورد . احمدک یادش افتاد که پر سیمرغ را با خودش دارد . به دو ساقچی گفت
# - 311
زندانبان که کر بود «. جون میدونم که امشب منو میکشن پس اقلا بگذار بروم بالای بوم نماز بگذارم و توبه بکنم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 308 از «آب زندگی» است.