نثر · شماره 339
گندیده پساب طلاشوئی این آب انبارها را پر بکنند و بخورد قشونشان بدهند و هر سرباز یک مشت از آن آب با
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 336
لشکر کور وکر از هر طرف شروع به تاخت وتاز کردند.
# - 337
اما این دو کشور برای اینکه قشونشان مبادا از آب زندگی بخورند و یا بصورتشان بزنند و چشم و گوششان باز
# - 338
بشود پیش بینی کردند و قرار گذاشتند در شهرهائی که قشون کشی میکردند فورا آب انبارهائی بسازند و از آب
# - 339
گندیده پساب طلاشوئی این آب انبارها را پر بکنند و بخورد قشونشان بدهند و هر سرباز یک مشت از آن آب با
انتخابشده - 340
خودش داشته باشد و مثل شیشه عمرش آن را حفظ بکند و اگر مشک آبش را از دست میداد بجرم اینکه از آب
# - 341
زندگی خورده فورا کشته شود.
# - 342
کشور همیشه بهار که از همه جا بیخبر نشسته بود و ایلچی های همسایه هایش تا دیروز لاف دوستی و رفاقت با
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 339 از «آب زندگی» است.