نثر · شماره 342
کشور همیشه بهار که از همه جا بیخبر نشسته بود و ایلچی های همسایه هایش تا دیروز لاف دوستی و رفاقت با
شاعرصادق هدایتاثرآب زندگی
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 339
گندیده پساب طلاشوئی این آب انبارها را پر بکنند و بخورد قشونشان بدهند و هر سرباز یک مشت از آن آب با
# - 340
خودش داشته باشد و مثل شیشه عمرش آن را حفظ بکند و اگر مشک آبش را از دست میداد بجرم اینکه از آب
# - 341
زندگی خورده فورا کشته شود.
# - 342
کشور همیشه بهار که از همه جا بیخبر نشسته بود و ایلچی های همسایه هایش تا دیروز لاف دوستی و رفاقت با
انتخابشده - 343
اینها میزدند، یکه خورد و دستپاچه قشونی آماده کرد و جلو آنها فرستاد . قشون کور و کر مثل مور و ملخ در
# - 344
شهرهای همیشه بهار ریختند و کشتند و چاپیدند و تاراج کردند و خاک شهرها را توبره میکردند و زورکی تریاک
# - 345
و عرق و طلا بمردم میدادند و اسیرها را به بندگی بشهر خودشان میبردند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 342 از «آب زندگی» است.