کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 179

کرد. جلو او یک دستمال باز بود، در آن قدری نان خشک شده و یک پیاز بود. رو کرد باو گفت:

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 176

    و بزنی که پشت در آمد، اسم خودش را گفت، مدتی طول کشید تا در را بروی او باز کردند. وارد اطاق که شد دید

    #
  2. 177

    شیخ ابوالفضل با چشمهای لوچ، صورت آبله رو و ریش حنائی مثل مربای آلو روی گلیم نشسته، تسبیح

    #
  3. 178

    می گرداند و چند جلد کتاب پهلویش باز بود . همینکه او را دید نیم خیز بلند شد و گفت یاالله و سینه اش را صاف

    #
  4. 179

    کرد. جلو او یک دستمال باز بود، در آن قدری نان خشک شده و یک پیاز بود. رو کرد باو گفت:

    انتخاب‌شده
  5. 180

    « ! بفرمائید جلو، یکشب را هم با فقرا شام بخورید »

    #
  6. 181

    « _ نه، خیلی متشکرم_ ببخشید اگر اسباب زحمت شدم. ازین نزدیکی می گذشتم فقط آمدم »

    #
  7. 182

    « . خیر، چه فرمایشاتی. خانه متعلق بخودتان است »

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 179 از «مردی که نفسش کشت» است.