نثر · شماره 181
« _ نه، خیلی متشکرم_ ببخشید اگر اسباب زحمت شدم. ازین نزدیکی می گذشتم فقط آمدم »
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 178
می گرداند و چند جلد کتاب پهلویش باز بود . همینکه او را دید نیم خیز بلند شد و گفت یاالله و سینه اش را صاف
# - 179
کرد. جلو او یک دستمال باز بود، در آن قدری نان خشک شده و یک پیاز بود. رو کرد باو گفت:
# - 180
« ! بفرمائید جلو، یکشب را هم با فقرا شام بخورید »
# - 181
« _ نه، خیلی متشکرم_ ببخشید اگر اسباب زحمت شدم. ازین نزدیکی می گذشتم فقط آمدم »
انتخابشده - 182
« . خیر، چه فرمایشاتی. خانه متعلق بخودتان است »
# - 183
میرزا حسینعلی خواست چیزی بگوید، ولی در همین وقت صدای داد و غوغا بلند شد و گرب های میان اطاق پرید که
# - 184
یک کباب پخته بدهنش گرفته بود و زنی دنبال آن پیشت پیشت می کرد. میرزا حسینعلی دید که شیخ ابوالفضل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 181 از «مردی که نفسش کشت» است.