نثر · شماره 185
یکمرتبه عبایش را انداخت، با پیراهن و زیرشلواری دست کرد چماقی را از گوشه اط اق برداشت مانند دیوانه ها
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 182
« . خیر، چه فرمایشاتی. خانه متعلق بخودتان است »
# - 183
میرزا حسینعلی خواست چیزی بگوید، ولی در همین وقت صدای داد و غوغا بلند شد و گرب های میان اطاق پرید که
# - 184
یک کباب پخته بدهنش گرفته بود و زنی دنبال آن پیشت پیشت می کرد. میرزا حسینعلی دید که شیخ ابوالفضل
# - 185
یکمرتبه عبایش را انداخت، با پیراهن و زیرشلواری دست کرد چماقی را از گوشه اط اق برداشت مانند دیوانه ها
انتخابشده - 186
دنبال گربه دوید . میرزا حسینعلی ازین پیش آمد حرفش را فراموش کرد و بجای خودش خشکش زده بود . تا اینکه
# - 187
بعد از یکربع شیخ با صورت برافروخته نفس زنان وارد اطاق شد و گفت:
# - 188
« . میدانید، گربه از هفتصد دینار که بیشتر ضرر بزند، شرعا کشتنش واجب است »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 185 از «مردی که نفسش کشت» است.