نثر · شماره 187
بعد از یکربع شیخ با صورت برافروخته نفس زنان وارد اطاق شد و گفت:
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 184
یک کباب پخته بدهنش گرفته بود و زنی دنبال آن پیشت پیشت می کرد. میرزا حسینعلی دید که شیخ ابوالفضل
# - 185
یکمرتبه عبایش را انداخت، با پیراهن و زیرشلواری دست کرد چماقی را از گوشه اط اق برداشت مانند دیوانه ها
# - 186
دنبال گربه دوید . میرزا حسینعلی ازین پیش آمد حرفش را فراموش کرد و بجای خودش خشکش زده بود . تا اینکه
# - 187
بعد از یکربع شیخ با صورت برافروخته نفس زنان وارد اطاق شد و گفت:
انتخابشده - 188
« . میدانید، گربه از هفتصد دینار که بیشتر ضرر بزند، شرعا کشتنش واجب است »
# - 189
میرزا حسینعلی دیگر برایش شکی باقی نماند که این شخص یکنفر آدم خیلی معمولی است و آنچه که آن مرد در
# - 190
خانه اش باو نسبت میداد کام لا راست است. بلند شد و گفت:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 187 از «مردی که نفسش کشت» است.