نثر · شماره 257
میخواست مضحکه مردم بشود، باو بخندند . میخواست در دیوانگی راه فراری برای خودش پیدا بکند . در این
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 254
پر از بزک کنفت شده، دستمالی شده با موهای زبر سیاه قسمتش شده بود، ولی او از اینها بیشتر کیف م ی کرد،
# - 255
چون بواسطه تغییر روحیه و اس تحاله مخصوصی میخواست خودش را پست بکند و بهتر نتیجه همه دردهای
# - 256
خودش را خراب و پایمال بنماید . او از اوج افکار عالیه میخواست خودش را در تاریکترین لذات پرت بکند .
# - 257
میخواست مضحکه مردم بشود، باو بخندند . میخواست در دیوانگی راه فراری برای خودش پیدا بکند . در این
انتخابشده - 258
ساعت خودش را لایق و شایسته هر گونه دیوانگی میدید. زیر لب با خودش میگفت:
# - 259
هنگام تنگدستی، در عیش کوش و مستی، »
# - 260
« ! کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 257 از «مردی که نفسش کشت» است.