نثر · شماره 260
« ! کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 257
میخواست مضحکه مردم بشود، باو بخندند . میخواست در دیوانگی راه فراری برای خودش پیدا بکند . در این
# - 258
ساعت خودش را لایق و شایسته هر گونه دیوانگی میدید. زیر لب با خودش میگفت:
# - 259
هنگام تنگدستی، در عیش کوش و مستی، »
# - 260
« ! کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
انتخابشده - 261
زن گرجی که جلو او بود میخندید، میرزا حسینعلی آنچه که در مدح می و باده در اشعار صوفیانه خواند ه بود
# - 262
جلو نظرش جلوه گر شد . همه آنها را حس میکرد و همه رموز و اسرار صورت این زن را که روبرویش نشسته
# - 263
بود، آشکار میخواند . در این ساعت او خوشبخت بود، زیرا بآنچه که آرزو میکرد رسیده بود و از پشت بخار
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 260 از «مردی که نفسش کشت» است.