کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 105

من در حالی آه بغلی شراب دستم بود ، هراسان از روی چهارپایه پایین جستم نمی دانم چرا میلرزیدم یک

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 102

    روی جویی آه بین او و پیرمرد فاصله داشت ، بپرد ولی نتوانست ، آن وقت پیرمرد زد زیر خنده ، خنده ی

    #
  2. 103

    خشک و زننده ای بود آه مو را به تن آدم راست میکرد ، یک خنده ی سخت دورگه و مسخره آمیز آرد بی آنکه

    #
  3. 104

    صورتش تغییری بکند ، مثل انعکاس خنده ای بود آه از میان تهی بیرون آمده باشد.

    #
  4. 105

    من در حالی آه بغلی شراب دستم بود ، هراسان از روی چهارپایه پایین جستم نمی دانم چرا میلرزیدم یک

    انتخاب‌شده
  5. 106

    نوع لرزه پر از وحشت و آیف بود ، مثل اینکه از خواب گوارا و ترسناآی پریده باشم بغلی شراب را زمین

    #
  6. 107

    گذاشتم و سرم را میان دو دستم گرفتم چند دقیقه ، چند ساعت طول آشید؟ نمیدانم همین آه به خودم آمدم بغلی

    #
  7. 108

    شراب را برداشتم ، وارد اطاق شدم ، دیدم عمویم رفته و لای در اطاق را مثل دهن مرده باز گذاشته بود اما

    #