نثر · شماره 166
داشتم ، ولی این روزنه مسدود شده بود برای من او یک دسته گل تر و تازه بود آه روی خاآروبه انداخته
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 163
هرگز ، فقط او را دزدآی و پنهانی از یک سوراخ ، از یک روزنه ی بدبخت پستوی اطاقم دیدم مثل سگ
# - 164
گرسنه ای آه روی خاآروبه ها بو میکشد و جستجو میکند ، اما همین آه از دور زنبیل می آورند از ترس میرود
# - 165
پنهان میشود ، بعد بر میگردد آه تکه های لذیذ خودش را در خاآروبه ی تازه جستجو بکند. من هم همان حال را
# - 166
داشتم ، ولی این روزنه مسدود شده بود برای من او یک دسته گل تر و تازه بود آه روی خاآروبه انداخته
انتخابشده - 167
باشند.
# - 168
شب آخری آه مثل هر شب به گردش رفتم ، هوا گرفته و بارانی بود و مه غلیظی در اطراف پیچیده بود در
# - 169
هوای بارانی آه از زنندگی رنگها و بی حیایی خطوط اشیاء میکاهد ، من یک نوع آزادی و راحتی حس میکردم و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 166 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.