نثر · شماره 232
و ماده ی مهر گیاه به هم چسبیده بودیم ، اصلا تن او مثل تن ماده ی مهر گیاه بود آه از نر خودش جدا آرده
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 229
گرفتم ، ولی آمترین اثر زندگی در او وجود نداشت.
# - 230
خواستم با حرارت تن خودم او را گرم بکنم ، حرارت خود را به او بدهم و سردی مرگ را از او بگیرم شاید به
# - 231
این وسیله بتوانم روح خودم را در آالبد او بدمم لباسم را آندم ، رفتم روی تختخواب پهلویش خوابیدم مثل نر
# - 232
و ماده ی مهر گیاه به هم چسبیده بودیم ، اصلا تن او مثل تن ماده ی مهر گیاه بود آه از نر خودش جدا آرده
انتخابشده - 233
باشند و همان عشق سوزان مهر گیاه را داشت دهنش گس و تلخ مزه ، طعم ته خیار را میداد تمام تنش مثل
# - 234
تگرگ ، سرد شده بود. حس میکردم آه خون در شریانم منجمد میشد و این سرما تا ته قلب من نفوذ میکرد همه
# - 235
ی آوششهای من بیهوده بود ، از تخت پایین آمدم ، رختم را پوشیدم. نه ، دروغ نبود ، او اینجا در اطاق من ، در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 232 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.