نثر · شماره 276
، چشمهای بسته ی او ، آیا لازم داشتم آه دوباره آنها را ببینم ، آیا به قدر آافی در فکر و مغز من مجسم نبودند؟
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 273
و خط هائیکه از صورت او انتخاب میکردم ، روی آاغذ بیاورم تا به این وسیله با فکر خودم شاید تریاآی برای
# - 274
روح شکنجه شده ام پیدا بکنم بالاخره در زندگی بی حرآت خط ها و اشکال پناه بردم این موضوع با شیوه ی
# - 275
نقاشی مرده ی من تناسب مخصوصی داشت نقاشی از روی مرده اصلا من نقاش مرده ها بودم. ولی چشمها
# - 276
، چشمهای بسته ی او ، آیا لازم داشتم آه دوباره آنها را ببینم ، آیا به قدر آافی در فکر و مغز من مجسم نبودند؟
انتخابشده - 277
.
# - 278
نمی دانم تا نزدیک صبح چند بار از روی صورت او نقاشی آردم ولی هیچکدام موافق میلم نمی شد ، هر چه می
# - 279
آشیدم پاره میکردم از این آار نه خسته میشدم و نه گذشتن زمان را حس میکردم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 276 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.